تبليغاتX
هف خطهای آباده
ده بری تو حتما میمیرم من از غم

 

یک صدا با هم میگیم منصور حالا    چون پرچم پاپ فارسی رو برد بالا

سلااااااااااااااااااااااااااام

بیب بیب بده تقریبا ۶ ماه دوباره برگشتماومدم توپ با یه آپ خفن الانه خیلی فاز بالاس چون یه چیزه توپ دارم واسه این آپم اما اول یه چیزی بگم ینی یه معذرت خواهی بدارم از اون با معرفتا و بی معرفتایی که نبودم خو چیکا کنم من باید برم واسه زن و بچم یه لقمه نون جور کنم بعد اگه وقت شد بیام بآپم همین. بیب بیب خوب حالا میریم سراغ این آپمون اول نفری سه چار تا فش به این مسوت کچله نکبت بدین گفت میام می آپم منم گفتم تو آپ کو منم بعدش می آپم نکبت رفت دیگه نیومد(فش زش ندینا رفیقمه نا سلامتی)

خو بریم سراغه اپم:

اول یه آهنگ توپ میخوام بذارم واسه دانلود برین کف کنینیعنی ایول طرفدارای منصور چون لنگه ندارن

یکی بود یکی نبود تو شدی سلطان پاپ     وقتی هیش خواننده ای زیبا نمیخوند

بهله این آهنگو طرفدارای منصور به سبک رپ واسش خوندن(حالا از فردا همه میرن واسه خوانندشون اهنگه رپ می خونن دیگه چیکار کنن خیلی وقته دارن از طرفدارای منصور تقلید میکنن)

با سبک رپ حالا بشنو از من منصور فقط

Mansour

خواننده: صادق فراری

من دیگه راجع به این آهنگ ور نمیزنم خودتون دانلود کنین ببینین چی خوندن

DownLoad NoW 

(تشکر از MansourForEver.com واسه این آهنگ)

خو حالا بریم سراغ  بعدیش علافا کلیک کنن شماره ۳ که خیلی خطر ناکه من اول ۱و۲ شو میذارم از اولش شروع کنین اوناییم که قبلا دیدن بازم از اول شروع کنن

 

عواقب کلیک کردن رو علافا کلیک کن شماره ۱:عواقب نداره خیلی باحاله

 

پیشنهاد:روش کلیک کنین

عواقب کلیک کردن رو علافا کلیک کن شماره ۲:طرفای ۱۴۰ تا پیام داره اینم خیلی باحاله این دردسرش از اون بیشتره

پیشنهاد:اگه جرات دارین روش کلیک کنین

عواقب کلیک کردن رو علافا کلیک کن شماره ۳:ری استارت شدن کامپیوتر(کامپیوتر هی ریست میشه)-سوختن سی پی یو(اگه سیستمتون پایین باشه ممکنه سی پی یو بسوزه)خلاصه کمش یه ویندوز باید عوض کنین

  

پیشنهاد:به هیچ عنوان روش کلیک نکنین اینو گذاشتم بینم کی جرات می کنه رو حرف من بحرفه ببینه چی سرش میاد هر بلایی سر سیستمتون اومد مسیولیتش با خودتونه.

خو یه جکه +۱۸ دارم بگم؟ ها؟ نه؟ خو میگم

(خیلی زش بو سانسور شو)

آپم تمومید برم تا کی؟نیدونم کی باز بیام بچه پررو گفته واسه عید میخوام آپ کنم اگه اون آپید شاید منم اومدم جشن تولد وبمو گرفتماگه بودم که واسه عید می آپم اگه نم که واسه تولده اگه  بچه پررو ام آپ نکرد منم میرم تا تابسون (اگه واسه این جکه وبمو فیلتر نکنن ای چه حالی میده فیلتر شم)

فلن مابرفتیم

خوش باشین

بای تا های

2 نوشته شده در  جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 21:50  توسط ĊЯĄΖγßoγ  |

خواسسی بگیم دیوونتیم که گفتیم به دسو پاتم که داریم میوفتیم دیگه چه مرگیده؟

نمیشه پنهون بشم دست دلم رو شده             بزن بریم تا نگی طفلکی تر سو شده

 

سلام

 باز اومدم به آپممی دونم الان داری شاخ در میاری بابا چشاتو نمال خودمم دهه میگم نمال بالاخره با کلی بدبختیو بیچارگیو گذروندن هف خان رستمو اینا اومدم آپ کنم  این چن روز که نبودم ینی کم بودم داشتم رو یه موضوعه مهم که متاسفانه این روزها گریبان گیر بضی از خانم ها شده تحقیق می داشتم  که در این آپ به بررسی این موذل می پردازیم.

اما اول باید کلمه ی "خمره" رو برای شما معنی کنیم:

خمره نام ظرفی است که قدیما برای تهیه ی ترشی و مصرفای دیگه استفاده میشده و تو هر خونه یکی یا چن تا از این خمره ها بوده اما به خاطر به وجود آمدن کارخانه های ترشی سازی مصرف خمره در سال های اخیر به شدت کم شد اما در طی یه ماه اخیر شاهد تقاضای زیاد خمره از مغازه های خمره سازی هستیم این موضوع چه دلیلی می تونه داشته باشه؟ کارخونه های ترشی سازی که از کار نیفتادن پس چرا نیاز مردم به خمره اینقدر بالا رفته؟

بله منم که این موضو رو فهمیدم حس فوضولیم گل کرد  و با چند تا از خبرنگارای "خبرگذاری آسوشیتد هف خط"  را افتادیم تا علت این موضو رو بفهمیم بعد از چند روز تحقیق و بررسی بالاخره فهمیدیم مردم واسه درس کردن یه نوع ترشی عجیب غریب  این خمره ها رو می خرن امروز میخوایم شما را با این ترشی آشنا کنیم و طرز تهیه ی اون رو که سالها به طور محرمانه حفظ شده آموزش بدیم

نام این ترشی "گرل (GirL)" است و مزه ی بسیار بد و بوی تهوع آوری دارد 

مواد لازم برای تهیه ی این ترشی :

۱-یک عدد خمره

۲-مقدار زیادی سرکه

۳-مقداری نمک و فلفل

۴-مقداری طناب

۵-یک عدد دختر ترشیده 

طرز تهیه ی این ترشی:در خمره رو باز کنید دست و پای دختر ترشیده اتون را با طناب ببندین و درون خمره قرار بدین سرکه را داخل خمره بریزین و به مقداری کافی نمک و فلفل اضافه کنین سپس در کوزه را ببندین و اونرو در فضای باز به مدت ۶ ماه زیر نور خورشید قرار دهید بعد از ۶ ماه ترشی شما آماده و قابل استفاده است

بله بالاخره فهمیدید که واسه چی اینقد تقاضای خمره زیاد شده  حالا برای چی مردم از این ترشی استفاده می کنن؟

به علت به وجود اومدن "بحران بی شوهری" تعداد زیادی از دخترا بی شوهر می مونن و پدر و مادر اونا مجبور می شن اونارو ترشی بندازن از وقتی این بحران به وجود اومده دخترای بیچاره صبح تا شب دارن فک می کنن چه جوری خودشو به یه نفر قالب کنن و از فکره اینکه شوهرگیرشون نیاد مو به تنشون سیخ میشه  اما باید به فکر یه راه حل باشن

 

اما از اونجا که اونا خودشون نمیتونن راه حلی پیدا کنن(ینی تواناییو قدرتشو ندارن) "خبرگذاری آسوشیتد هف خط" چند تا روش مناسب برای این خانم های جوان پیدا کرده که دیگه از فکر بی شوهر موندن خلاص شن.

 

1- روش کوزه ایی : همون روش قرن های قدیم که دختره کوزه به دوش به سمت رودخونه می رفت پسره به کوزه می خوره و کوزه بشکست و بعد چنین گفته اند که : اگر با من نبودش هیچ میلی چرا ظرف مرا بشکست لیلی؟ نتیجه گیری : بحران ازدواج حال حاضر بخاطر لوله کشی شدن آبه .

 
2- روش عرفانی : چهل شبانه روز جلوی خونه رو آب و جارو میکنی و ده تا شمع روشن میکنی شکلات بین مردم تقسیم میکنی تا مرد آرزوهات بیاد. نتیجه گیری : در صورت کمبود شمع میتونین فانوس هم روشن کنین.

 
3- روش سوسکی: بخاطر ترس از یه سوسک که حتی میتونی خودت اون رو تو خونه یا کوچه کار بزاری همچین محکم میپری تو بغلش و بهش می چسبی که هیچ جور نتونه تو رو از خودش جدا کنه . نتیجه گیری : با تشکر از کلیه سوسک های محترم مقیم آباده و حومه.


4- روش تیپ : انواع تیپ های مختلف روی خودت پیاده میکنی بیست و دو کیلو لوازم آرایش روی خودت خالی میکنی و سعی میکنی تا آنجا که ممکن است لباس ها مورد توجه باشند طوری که هرکس که تو خیابونه مجبور بشه حتما یک بار شما را نگاه کنه بعد گوشه خیابون می ایستی تا شوهر مناسب سوارت کنه . نتیجه گیری : احتمال خطر از بین رفتن آبروی چندین و چند ساله تان وجود دارد اما چون به خاطر ازدواج است مسئله ای نیست این دفه!


۵ ـ روش خر خونی : تو کلاس و مدرسه و دانشگاه نمره بیست کلاس میشی بالاخره تو کل سال های مدرسه یه خر خون دیگه پیدا میشه که بیاد سراغت و باعث بشه که نترشی . نتیجه گیری : اگه شوهر پیدا نشد تا مقطع دکترا ادامه بدین و بعد ترک تحصیل کنین.


6- روش مایه داری : با دوستان توی انواع پارتی های شبانه و پیست های اسکی و باشگاه های بیلیارد و بولینگ هر کوفت و زهر مار دیگری که میتونی شرکت میکنی و حواست فقط به یه شوهر مناسب هست تا چیز های دیگه . نتیجه گیری : سعی کنین همیشه چند میلیون در کیف خود داشته باشین.


7- روش مذهبی : توی انواع مجالس مختلف مذهبی شرکت میکنی توی هیچ چیز کم نمی آری جایی نیست که مراسمی باشه و تو اونجا نباشی تا بلاخره یه شوهر گیرت بیاد . نتیجه گیری : التماس دعا خواهر.


۸ ـ روش فامیلی : یه کاغذ بر میداری و اسم تمام پسرهای فامیل از سن پنج تا پنجاه ساله رو که ازدواج نکردنن رو روش می نویسی بعد شروع به بررسی و تفکیک میکنی و اونهایی که شرایط را دارن رو انتخاب میکنی و یه برنامه ریزی برای عملیات تاکتیکی که بلاخره یه کدوم رو خفت کنی . نتیجه گیری : می تونین روی یه بچه پنج ساله برای بیست سال آینده برنامه بریزین.


۹ ـ روش نامردی : جلوی یکی از این ماشین های پلیس یه دفعه می پری پسره رو میگیری تو بغلت و دستت رو میکنی تو دستش و ازش... (سانسور ) میگیری تا بعد از تعهد توی کلانتری مجبور بشه که باهات ازدواج کنه . البته این روش برای اونهایی است که از کلیه روش های بالا نا امید شده اند.

۱۰-روش هف خطی : یه آگهی میدی ما میذاریم تو وبلاگ تا یه شوهر مناسب برات پیدا بشه.

 

اینم از آپ امروز

پ.ن۱:علافا کلیک کنن شماره ۳ هم بره واسه آپه بعدی فلن همین بسه عکس گوسفندرم یادم رف اونم باشه حالا تا بد.

پ.ن۲:اونایی که آپ قبلی پرسیدن این سحره چیکارمه این نفله خواهرمه اونایی ام که پرسیدن اسم من چیه ====> به درباره ی وبلاگ بالا دس چپ رجوع بدارند.

پ.ن۳:هر کی نخونده نظر داد نظرشو پاک می کنم

خوش باشین  تا بد بای

2 نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم مرداد 1386ساعت 17:24  توسط ĊЯĄΖγßoγ  |

توی کاسه پر ماسه بقاله سره کوچمون کلش تاسه
بدو بدو آپیدم

سلام

بالاخره آومدم خوش اومدم

 این دفه یه آپ توپ دارم طومار میخوام بنویسمامتاحانام که تمومید من که تا کارناممو گرفتم ردیف تجدیدیارو نیگا کردممن که نداشتمنیدونم شماها چیکا کردین

خو بیشتر ا این ور نمیزنیم میریم سراغ آپ امروزم

:cool:اول خبر گذاری هف خط نیوز

دفه قبلی که آیدی داش مازی سوخت مام بش تسلیت عرض بداشتیم آیدی جدیدیشم گذاشتیم اما اونم سوخت گفتم اینقد اینو روشن خاموش نکن میسوزه تو کتش نرف

اما این دفه:

طی یک خبر رسیده از خبرگذاری هف خط نیوز ۱۷ سال پیش در چنین روزی یه بچه ی پررو نکبت سرتق لوس ونونور چشم به جهان گشود که مادرش نام او را سحر بگذارد

HaPy BirThDay SahaR KachaL

سحر عزیز

با قلبی آکنده از شادی و شادمانی و سرورو اینا تولد جنابالو را تیریک میگوییم و از ایزد منانسلامتی شما را آرزو مند یم مارا در کادوهای خود شریک بدان

بهله دوستان عزیز این هم این خبر با تشکر از خودم در خبرگذاری هف خط

خوب برم سراغ قولام قرار شد عکس گوسفندرو بذارم اما رف واسه آپ بدی

اما داستانه غلومی که این عکسش(به لهجه ی آباده ی آباده ی نوشته شده حتی آبادهیام نمی تونن بخونن حالو یه جوری بوخونیک منه بدبخ چیکا کنم؟)

7Line.blogfa.com

ماجِرا زَن اِسِدَن غولومي عَمِـــــــــــم

 

يه چَن وَختي بي ايي غولومي عَمِم  خدا زَده افتِده بي پا يه مُش اَ ايي بَر بِچا که هَرو کارُشون ايي بي گه يه پيکنيکوکي وَردُرَن و علي اَ تو مَـــــدد . تو باغ دَروکا  و نَمدونَم سَر تُل قوقي و تُل آسيُو و اي سَر او سَر  . يه رو سَر ظُر گه داشتيم بِتيموک کوفتُمون مي کِرديم ديديم عَمِم بِه خود زَنون اومَ گُف داداشي يا هَمِدون زير بالُم بي گيريک بندازیکم تو يه چا بي تَه اي يا يه کاري بِرِم بُکُنيک مَ ديگه اَ دَس ايي نه شُو دارَم نه روز.

هيچي بُوبُم گُف دَواش اينِه گه يه زَنوکي بِرِِش بسونيک  يه  دُختَروکي اَ ايي دانِشگا رَفتِه يا . آباده ايوم نبيدَن  هِشتَم بِرِش زير سَر . يه شُو به حال حِساباَ   يه مُش گُل  اَ تو باغچِشون کَندَن يه پاکَتوکيُوم کولوچه عَمِم خُدُش دُرُس کِردِه بي وَيشتَن رفتيم همه اي خاسَه گاري اِتِفاقاَ بي بيمُوم هَمپومون اومدَ

هيچي رفتيم تو ديدديم اُوَوَک اينا اِنگار خِيلي  مُندُشون بالُ هَه ميون زمين آسِمون رَفتيم تو ديديم بي بيم گالِشاش هِشتِه زير بالُش اُوُردِه تو نَنِه دُختَروکه گُف: مادَر کَفشاتو بدين بِزارَم تو جا کفشي . بي بيم گُف اِهِنوشُم مي خُوي وَرُشون دُري بِر خودُد ؟عَمِم خيلي خِجالِت کِشيده بي گُف ايي حَرفار نَزَنيک زَشتِه بيبيم گُف وَخي وَخي دُختَر اِقَد صاب صاب صادِق نَباش . اَي گالِشام وَر دُش نَدا او وَخ تو تُو دَم دَر اوشوُمون کولُم مي کني؟

عَمِم دي داره بَدتَر مي شه گُف هَر کار دِلُدون مي خا بُکُنيک  هَر کُدُمُمون نِشِسيم ري يه مُبلي  بيبيم يه ميزي کِنار هِشتِه بي نِشِس ريش :/ . هيچي نشِسِه بيديم ديديم عاريس چايي ريختِه تو فنجون  اُوُرد . ري خاهَري مَلوسُم بي غولومي يه چايي وَييشت يَواشوکي دَر گوش مَ گُف : مي باد يه رُو بُخُرَم گه صِدا فِرت فِرت اَ دَنوم دَر نَيا  زِشته

هيچي مُردِه شور بُرده بَنا کِرد چايي خُردَن يه خالوکيش ريخت تو دَنُش هَر کار کِرد يَواشوکي بدونِه ايي گِه فِرت فِرت کُنه پُويين کُنه نتونِس يه هو مِث قيلون بَنا کِرد غُل غُل کِردن  مي خواس خَفه بِشِه هَمه چاييا ريخت ري قاليشون . دُختَروکه خو اَ بُس خَندِش گِرُفته بي دُوي رَفت تو آشپِز خونه

يه بِچُوکيِوم داشتَن کوچولوک بي . شي يَر عَمِم خود ايي صِداي کَت کُلُفتيش مي خواس حال به حِساباَ نازُش کُنه لُپا بِچُوکِه رو گِرُف گُف :گوگوري مَگوري  بِچووکِه زَبون بَسه يه جيغي کِشي دُوي رَفت تو  بَغَل نَنِش گُف : مامان ايي آقاهِه مي خوا د مَنو بُخوره:cool: .

هيچي اونجو خُو انگار اَ غولومي خوشُشون نَواومَده بي گُفتَن مي خوا اِمتاحان بدَ بر پوقِ ليسانس  . يه شُو ديگه  رَفتيم خونه يِکي ديگه اونام مِث خوُدُمون سِيفُ لُ بيدَن  نِشِسيم ....ميون مِيمون خونِشونو پَستوشون پَرده زَده بيدَن  يه مُش رَختِخواب چينده بيدَن پُش پَردَ

دُختَروکه خو دَس پاچه شُدِه بي مي خواس غولوميو اَ او بالوُ پَردَ  بيبينِه رَفته بي ري رَختِخواباشون يه هُو رَختِخوابا تمبي اُفتي وَسَط اونجو گه ما نِشِسه بيديم . مَ خو اَوَس خَنديدَم دِلُم تَخته شُده بي  آم غولومي  مِث اِينکِه اُوُرده بيدُش گُف مَ هَمينُو مي خوام  هيچي اِسِدُوش وايشت بُردُش خُراسون.

اینوم عکسوش خو زنوش

 

7Line.blogfa.com                           

             

ايي داستانوکـــــــار بِشنويک بازُم  بوگوييک آباده بَد جوييِه ؟؟؟

 

اگر غلطم داش به من ربط نداره این سحره تایپش کرده

خو اینم داستانه این غلومییه فلک زده

 

اینم آخریشعلافا کلیک کنن شماره ۲ (این یکی از اون بدتره یهو دیدی گفت از ۱ تا ۲۰۰۰ بشمار کلیک کردی باید تا تش بری "لطفا جنبه داشته باشید")

 

 دیگه وسلام تمومید دیگه فک کنم رفتم تا ۳-۴ ماه دیگه

خوش باشین بای تا بد

2 نوشته شده در  دوشنبه یازدهم تیر 1386ساعت 18:54  توسط ĊЯĄΖγßoγ  |

سلام "آپ اول"

شهر ما تا دوردوراش بيابون و بيابونه

تشنه ي بارونه و ابراي اون بي بارونه

سايبوني ديگه نيست       
بازم آفتاب داره غوغا ميكنه
مگه اين دل سايه بوني ديگه پيدا ميكنه
نيمه جوني ديگه نيست          
رنگ رخساره داره
پيش مردم ما رو رسوا ميكنه
مگه اين دل نيمه جوني ديگه پيدا ميكنه
پاها خسته ست        
دل شكسته ست
اين چه ظلميه كه آفتاب داره با ما ميكنه

همه جا دوره از اينجا          
اينجا دور از همه جا
مگه دل نام و نشوني ديگه پيدا ميكنه

"منصور"

سلام

بالاخره برگشتم ديدم گل يخو آپديت نميکردم همتون تو کف مونده بودينا

اما بالاخره به خاطره خواهش انجمن چرتوپرنويسان جوان برگشتم تا دلتونو نشکنم(ببينين چقد به فرکتونم چقد من گلم) راستش هر چي بدبختي بووووو خراب شده بوو رو سرم ديگه حوصله آپ کردن نداشتم اما چيکاکنم طاقته دوريتونو ندارم خو حالا بي خياله اينا بريم سراغ آپ امروز

 

 

اما اول يه خبر غم انگيز که دل همه را بدرد خواهد اورد و پيام تسليت به داش مازي

 آیدی pesar_abadeh  يعنی آیدی داش مازی سوخت

مازي عزيز:

با قلبی آکنده از اندوه درگذشته آيديه گراميتان را به شما و ادليسته محترمتان تسليت عرض نموده و سلامتي شمارا را از خداوند بزرگ خواستاريم ايشالا هر چي خاک اونه تو سر دشمنات (خو شتريه که دره خونه همه ميخوابه قصه نخور ماضي جون)

 

خبر فوری:

طی یک خبر رسیده  از خبرگذاری ۷ خط نیوز آیدی جدید داش مازی شد

boy_abadeh

 خوب بعد از شنيدن اين خبر غم انگيز ميريم سراغ آپ امروز:

امروز ميخوام يکي از خاطرات يکي از دوستاموو که از تو دفترچه خاطراتش کش رفتمو براتون بنويسم اسمش رو هم در آپ بعدي ميگم

خاطرات يک گوسفند 

اسم من گوسفنده. پدرم گوسفند چاق و چله اي بووووووود که چند سال پيش در حمله گرگ سياهی شربت شهادت نوشيد و به لقا لله پيوست(خدا بيامرزدش). مادرم را هم به سفر حج بردن که هنوز از وی خبری نيس. من دوران بره گی ام را زير نظر اساتيد بزرگ دامپروری با موفقيت سپری کردم و وارد گله شدم.

من از بزغاله ها خوشم نمیياد چون خيلی شيطون و بلند پروازن. برخلاف من که سرمو پايين میندازم و همون علف جلومو ميخورم، بزغاله آ از دار و درخت بالا ميرن تا مزه برگه درختو بچشن. من خيلی قانع و صبورم. کاری به کار بزرگون ندورم. اصلا نميدونم صاحب يا صاحبون من چه کسايی هسن. چرا به من غذا ميدن يا نميدن. کاری ندارم که آنها چرا ميخوان منو چاق و چله کنن. غذای مورد علاقه من يونجه با سالات کاهو و سس آب هندونه اس.

گاهی وقتا صاحبم يک دسته يونجه دستش ميگيره و راه ميره و منو دنبال خودش ميکشه. الان سالهاس که دنبال صاحبم ميدوام تا به آن مدينه ي فاضله يونجه ی وعده داده شده برسم.(اما چه کنم من گوسفندم)

از روزی که سياست ما عين ديانت ما شد منم وارد سياست شدم. روزای گرم تابسون، صاحبام زير سايه بون ايوون حياط قديمی می شينن و در مورد سياست حرف ميزنن و خربزه کوفت ميکنن و هندونه قاچ ميکنن. من هم که در گوشه ی حياط ساکت و آروم نشستم، با حوصله به حرفهای اونا گوش ميدم و در جهت تاييد صحبتای اونا گاهی ”بعععع بعععع“ميکنم. صاحبان مهربونم خربزه رو خودشون ميخورن و پوسشو جلوي من ميندازن. تا بحال زياد اتفاق افتيده که پام روی پوست خربزه بره و ليز بوخورمو با کله بوخورم زمين ولی خب چيکا کنم من گوسفندم ديگه. باز بلند ميشم و همون پوس خربزه رو ميخورم.

من گوسفندم. من يک ويبلاگم دارم. هميشه منتظر ميمونم که صاحبم يه مطلب يا خبری را عليه دشمناش بنويسه يا به من بگه تا منم گوسفندوار اونو ”بع بع“ کنم. گاهی صاحبم از آباده به من زنگ ميزنه و ميگه حالا نزديک انتخاباته بايد زياد بع بع کنی. من هم گوش ميدمو بع بع ميکنم و ديگران را هم به بع بع کردن دعوت ميکنم. دوستیا و دشمنیای من همه بر اساس نحوه رفتار صاحبم با ديگرونه. اگر صاحبم از کسی خوشش بيايد لابد آدم خوبیه و اگر از کسی بدش بيا لابد آدم مزرخفيه.

من گوسفندم. فايده های زيادی برای صاحبم دارم. از پشم و کرکم لباس درست ميکنن تا عيبای صاحبم پوشونده بشه. و اونو از سرمو و گرمو حفظ کنه. از پوستم طبل و دهل درست ميکنن تا صدای تبليغات صاحبم گوش عالم را کر کنه. وجودم را در قربانگاه مصلحت ذبح ميکنن تا نذر صاحبم ادا بشه و کفاره گناهانش شود. من قربانی ميشم تا او به بهشت برود. صاحبم دمبه مرا خيلی دوست دارد. گاهی به دمبه من دست ميزند و ميگويد: ماشالله، خدا بده برکت!

من گوسفندم. خيلی ام گوسفندم.

 

اینم خاطره ی این دوست عزیزم که به ما میگه چطور با یه گوسفند برخورد کنیم

 

خو اینو نمی خواست تو این آپ بذارم اما دیگه گنادارین میذارمش

 

بزرگترين شوخيه سال کليک کن نترس

 

 (توجه توجه:نوشته اگه علافین کلیک کنین بعدش نیاین به من فش بدینا هووووووو

اگه جنبه ندارین با کلیک نکنین یا اگه کلیک می کنین به من فش ندین این حسابی معطلتون میکنه)

                                 

خو اينم از اين حالا برين رو نظر خاهي کليک کنين نفري ۵۰ تا نظر بدين

از ۵۰ تا کمتر تحت تحقيب قرار ميگيره

 

برم ديگه؟

کاري؟باري؟امري فرموني؟دس فرموني؟گازي؟ ترمزي؟

 

فيلن باي تا آپ بعدي که ميخوام داستان عروسي غلومي رو بنويسم .باي تا هاي

 

2 نوشته شده در  جمعه هفدهم فروردین 1386ساعت 2:33  توسط ĊЯĄΖγßoγ  |